سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

قباد آرش :دارالخلافه کردستان؛ از یونسی تا زاهدی

شنبه - 17 دسامبر 2016
دارالخلافه کردستان؛  از یونسی تا زاهدی

روزی که انقلاب اسلامی در سال 22 بهمن 57 به پیروزی رسید به سرعت تحولات داخلی در کردستان رشد فزاینده ای یافت. کردستان برعکس غالب نقاط ایران بعد از پیروزی انقلاب کانون بحران و نقطه توجه غالب سیاستمداران و رسانه ها بود. در متن و حاشیه این بحران ها و تحولات، تغییر استانداران در کردستان همواره دارای شرایط خاصی بوده و با کوچکترین تغییر و تحولی در کشور و جابجایی دولت ها و حتی وزرای کشور، استانداران این استان مرزی تغییر پیدا کرده و این شرایط حساس باعث شده تا همواره از سیاستمداران داخلی و حتی خارجی گرفته تا رسانه های داخلی و منطقه ای این موضوع را با حساسیت دنبال کنند.

کردنامه : بعد از دو ماه از پیروزی انقلاب اسلامی و در شرایطی که استان کردستان درگیر ناآرامی های داخلی بود وزیر کشور دولت موقت در ششم فروردین ۱۳۵۸ “دکتر ابراهیم یونسی” را به عنوان اولین استاندار کردستان منصوب تا زمینه را برای ایجاد آرامش در این استان مرزی فراهم کند.

بعد از معرفی دکتر یونسی نه تنها ناآرامی ها در کردستان کاهش پیدا نکرد و اوضاع به شرایط عادی بازنگشت بلکه بحران عاملی گردید تا دکتر ابراهیم یونسی بعد از گذشت سه ماه و ۱۸ روز استعفا کند و برای همیشه صحنه سیاسی ایران و کردستان وداع گوید و به ترجمه و ادبیات روی آورد.

بعد از دکتر یونسی “محمد رشید شکیبا” سکان هدایت کردستان را برعهده گرفت تا بلکه قدمی در راه تثبیت سیاستهای نظام جدید ایران در کردستان بردارد، اما او نیز بعد از پنج ماه و ۹ روز سکان استانداری کردستان را وداع گفت.

بعد از رفتن شکیبا نوبت به “حسین شاه اویسی” رسید اما حضور وی نیز بعنوان نماینده عالی دولت در کردستان به ۶ ماه نرسید و بعد از وی “محمدعلی مهرآسا” برای مدت هشت ماه بر صندلی شاه اویسی تکیه زد، بعد از این مدت در حالی که هنوز ۲ سال از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود در ۳۰ دیماه ۵۹ مهرآسا از استانداری کردستان کنار گذاشته شد و برای مدت ۸ ماه و سه روز “ناصر ارسطو ایرانی” به عنوان استاندار جدید کردستان معرفی شد که البته مدت مأموریت وی نیز در این استان خیلی سریع به پایان رسید و این بار “علیرضا شیخ عطار” هم برای مدت زمان ۳ ماه و هشت روز سکاندار مدیریت عالی دولت در کردستان گردید.

استان کردستان در دو سال ۷ استاندار عوض کرد هفت استاندار با ترکیبی از بومی و غیربومی، هرگز کسی تصور نمی کرد این رشد فزاینده تحولات سیاسی و اجتماعی در کردستان هفت استاندار را در کردستان جابجا و یا فراری و یا مجبور به استعفا کند.

از همان سالها اگر بخواهیم استنباط کرده و یک دکترین منطقی در مورد کردستان و سیستم اداری و دولتی در این استان ارائه دهیم با کمال تأسف میتوان گفت اراده ها برای تغییر ، تحول و تثبیت شرایط نامساعد کردستان جدی و یا هرگز قاطع نبود، تغییرات مکرر در سمت استانداری کردستان وارد دهه ۶۰ گردید جنگ داخلی و تحولات مرزی کردستان کم بود که جنگ با عراق، کردستان را نیز تحت تأثیر قرار داد.

در سی ام شهریورماه سال ۱۳۶۰ برای اولین بار “محمدحسن اصغر نیا” رکورد حضور در لیست استانداری کردستان که تا زمان او به ۹ ماه نرسیده بود شکست و برای مدت دو سال و ۱۱ ماه و ۱۸ روز در این پست باقی ماند.

بعد از رفتن اصغرنیا قرعه استانداری این استان پرتنش بنام “علیرضا تابش” افتاد. تابش در مدت ۴ سال و ۳ ماه که تابش سکان کردستان را بدست داشت کردستان جولانگه فعالیت و مدیریت بسیاری از مسئولین رده بالایی گردید که بعدها در بدنه دولت های نهم و دهم یعنی دولت احمدی نژاد جایگاه ویژه ای داشتند.

اگرچه تابش و اصغرنیا حضورشان در کردستان تا حدودی تثبیت شد اما حکایت همچنان باقی بود تابش که رفت “عبدالحسین مقدم باقرزاده” برای کمتر از ۱۱ ماه در این استان نگون بخت و پرحادثه باقی ماند و سپس “حمید حاجی عبدالوهاب” از ۱۳ آبان ۶۳ برای مدت ۳ سال و ۱۱ ماه و بعد از او “حسن زهره ای” در کردستان ماندند تا اینکه اتفاقی عجیب افتاد، اتفاقی که تعجب بسیاری از قشرهای داخل و خارج استان را برانگیخت.

دولت هاشمی رفسنجانی، در ۲۲ مهرماه ۷۲ با حضور وزیر کشور وقت و با تصویب دولت سازندگی به ریاست هاشمی رفسنجانی، “محمدرضا رحیمی” را که نماینده شهرهای سنندج، کامیاران و دیواندره بود از مجلس برداشت و به استانداری کردستان آورد.

رحیمی را خیلی ها می شناختند و خیلی ها منتقدش بودند، برخی سیاست های ناشناخته او به شدت در کردستان موفق و تکثیر شد و سیاست های آشکار و علنی اش نتیجه ای چندان برای کردستان دربرنداشت.

با روی کار آمدن رحیمی شکاف طبقات در جامعه سیاسی کردستان بیش از پیش آشکار گردید ، رحیمی بسیاری هم کیشان و هم عقیده های خود را در کردستان و در پست های کلان مدیریتی استانی به کار گمارد، تا جایی که کردستان سکوی پرتاب بسیاری از این افراد به پست های بالاتر در بدنه قدرت ملی بدل گردید، حضور رحیمی در کردستان با حضور تمامی استانداران پیش از او متفاوت بود، اگرچه برخی استانداران قبل از رحیمی نیز رنگ و بوی بومی داشتند اما او خود را بومی تر از همه معرفی کرد، تمرکزش را بر روی توسعه ای گذاشت که دولت سازندگی خود را بنیانگذار و سردمدار آن می دانست.

اگرچه توسعه کردستان در دوره تصدی رحیمی در استانداری کردستان بیشتر لعاب ظاهری داشت و آن هم غالباً به شهر سنندج منحصر شد اما بیشتر از این توسعه شهری و اقتصادی و اجتماعی آنچه توسعه فراوان یافت دایره مریدان و حلقه ی اصحاب وی در کردستان بود.

با تغییر مجدد دولت و روی کار آمدن خاتمی در دوم خرداد سال ۷۶ اولین استانداری که به طرز عجیب و باور نکردنی تغییر یافت استاندار کردستان بود. این موضوع از سویی اهمیت کردستان را در صحنه تحولات سیاسی کشور محرز و مشخص می نمود و از سوی دیگر موج نارضایتی ها از سکانداری رحیمی و تلاش او در دوره زمامداری اش برای رأی نیاوردن خاتمی زمینه ساز کوچ وی از کردستان شد.

بعد از محمدرضا رحیمی “عبدالله رمضان زاده” به کردستان آمد، فردی کردستانی که باسواد و فارغ التحصیل دانشگاه های غرب بود و با علوم سیاسی آشنایی خوبی داشت، جوان ترین استاندار کردستان که در آن زمان فقط ۳۶ سال داشت.

تحولات پیچیده ای که در دوره حضور رمضان زاده در کردستان اتفاق افتاد انتقادها را بسوی او نشانه رفت از یک سو طیفی که به سیاست های دولت همواره می تاختند و از دیگرسو افراطی های آن طرف مرزهای کردستان که به اصطلاح اپوزیسیون بودند حلقه را بر رمضان زاده تنگ کرد، در دوران حضور او در کردستان فضای سیاسی و فرهنگی باز شد، مردم با آزادی بیشتری در حوزه های مختلف اظهارنظر می کردند، او تمامی فرمانداران و برخی معاونین خود را از نیروهای بومی کردستان برگزید و این عمل بر محبوبیت او در مقابل سیل عظیم انتقادها افزود.

در دوره وی بسیاری نخبگان کردستانی به بدنه دولت راه یافتند، رمضان زاده چهار سال و شش ماه در کردستان ماند و بعد از رفتنش از کردستان به مقام سخنگویی دولت خاتمی رسید، که این مسأله بسیاری از اصلاح طلبان کُرد و در کل طرفداران مدیریت کردها در بدنه نظام و حکومت را خوشحال نمود.

با رفتن رمضان زاده، “اسدالله رازانی” به کردستان آمد، آمدن او موجب استعفای دسته جمعی نمایندگان کردستان در مجلس شد، نمایندگانی که غالباً اصلاح طلب بودند اگرچه این استعفا بیشتر نمادین و سمبولیک بود و هیئت رئیسه مجلس استعفای مجمع نمایندگان کردستان را نپذیرفت اما همین مسأله موجب ایجاد تعهد بیشتر برای رازانی شد.

اسدا… رازانی را می توان اقتصادی ترین استاندار کردستان نامید، در دوره او حتی سرمایه گذاران فرانسوی و انگلیسی تا کردستان آمدند.

در دوره ای که رمضان زاده و رازانی در دولت اصلاحات استانداری کردستان را برعهده داشتند، محمدرضا رحیمی مدتی را در دانشگاه آزاد اسلامی و مسئولیت های مختلف سپری کرد و سپس با رأی مجلس شورای اسلامی به عنوان رئیس دیوان محاسبات کشور معرفی شد. اما این پایان مسئولیت رحیمی نبود وی در سال های پایانی دولت نهم به عنوان معاون پارلمانی محمود احمدی نژاد انتخاب و بعد از آن به مقام معاون اولی رئیس جمهوری ایران رسید.

رازانی که آخرین استاندار دولت اصلاحات در کردستان بود مدت ۴ سال و سه ماه در این پست باقی ماند، بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۴ و پیروزی محمود احمدی نژاد استاندار کردستان چند ماهی تغییر نکرد، حتی رازانی در همان روزها و در کنفرانسی خبری اعلام کرد که همچنان استاندار کردستان باقی خواهد ماند، ولی در چهاردهم دیماه سال ۱۳۸۴ “اسماعیل نجار” از دوستان سابق احمدی نژاد در کردستان به عنوان پانزدهمین استاندار معرفی شد.

اسماعیل نجار که سابقه حضور در استان کردستان را به عنوان معاون فرماندار سنندج و فرماندار مریوان در سال های ۶۲ تا ۶۷ در سابقه اش داشت این بار به کردستان بازگشت تا سابقه اش در کردستان را بتواند پررنگ تر نماید. بسیاری دوره نجار را دوره ظهور بسیاری از چهره های ناشناخته معرفی می کنند که رفتارها و سیاست های وی را تکثیر و مجری گری می کردند.

اسماعیل نجار جای خود را به “علیرضاشهبازی” داد، شهبازی از یاران بسیار نزدیک محمدرضا رحیمی بود و با وجود اینکه شهبازی معتقد به خدمت به مردم کردستان بود و خود را منادی اخلاق معرفی می کرد اما در دوره او کردستان بیشتر از هر زمانی در سراشیبی بیکاری و نابرابری اقتصادی افتاد. آمارهای غیر واقعی در زمان او به اوج رسید، در این دوره که همزمان با تشدید تحریمهای غرب علیه ایران و طرح هدفمندی یارانه ها بود، شکاف طبقاتی در کردستان بیشتر از همیشه گردید، دایره اطرافیان شهبازی را کسانی تشکیل دادند که تفکرات طیف ها و گروههای مختلف کردستانی را نمایندگی نمی کردند.

پس از انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ و رئیس جمهور شدن روحانی مجدداً نگاه ها به استانداری کردستان معطوف شد، این بار برخلاف بسیاری دوره ها استانداری کردستان جزو موخرترین استانداران ایران بود که تغییر یافت با رفتن شهبازی، “عبدالمحمد زاهدی” به کردستان آمد. شخصیتی اصلاح طلب که غالب چهره های مطرح استانی از نماینده ولی فقیه در کردستان گرفته تا مجمع نمایندگان کردستان در مجلس شورای اسلامی ، مجموعه ستاد روحانی در کردستان ، وزیر کشور و غالب چهره های سیاسی او را شخصیتی باتجربه، کارآزموده، توانا و مدبر می نامند.

هنوز دوران صدارت زاهدی در استانداری کردستان به پایان نرسیده، گفتمان وی توسعه کردستان است، در دوره استانداری زاهدی از نماینده مجلس و شخصیت های نظامی و امنیتی و اجرایی گرفته تا دیگر اجزای اجتماع ساز توسعه می زنند و ایجاد اشتغال و رفع بیکاری تقریبا به سیاست اصلی زاهدی بدل شده است. زمان می گذرد و زاهدی و مجموعه اش به زمین و زمان، داخل و خارج و خصوصی و دولتی متوسل شده اند و امیدوارند که همتشان به جذب سرمایه های کلان در کردستان بینجامد. خاتمه دوران وی را باید در پایان دوره زمامداریش تحلیل کنیم.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس