سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

فروپاشی شوروی؛ ۲۵ سال بعدخدمت یا خیانت؟

پنج‌شنبه - 29 دسامبر 2016
فروپاشی شوروی؛ ۲۵ سال بعدخدمت یا خیانت؟

مقدمات سقوط اتحاد جماهیر شوروی از نیمه دوم دهه ۱۹۸۰ و پس از به قدرت رسیدن میخاییل گورباچف در این کشور و داستان‌های پرسترویکا و گلاس نوست (فضای باز سیاسی) او گذاشته شده بود اما تجزیه شوروی و تبدیل شدن آن به ۱۵ کشور به ظاهر مستقل (اما همچنان وامدار روسیه) در آخرین ماه‌های سال ۱۹۹۱ تحقق یافت.

کردنامه: گروه جهان روزنامه ایران نوشت: هنگامی که «خدمت» گورباچف به شوروی و مردم کشورش به درست یا غلط «خیانت» نامیده شد و از پهناورترین کشور جهان فقط یک فدراسیون روسیه باقی ماند تا با زرادخانه سلاح‌های اتمی‌اش روبه‌روی زیاده‌خواهی‌های امریکا بایستد و بقیه و حتی اوکراین و گرجستان به نیروهای درجه چندم و فراموش شده‌ای تبدیل شدند که هیچ بهره‌ای برای حکومت مسکو نداشتند.
بسیاری از مردم شوروی تصور می‌کردند فروپاشی این حکومت ظاهراً آهنین و بیرون آمدن ۱۵ کشور از دل آن به نفع آنها –حداقل در روسیه- تمام خواهد شد و اوضاع‌شان را بهتر خواهد ساخت. دیری نپایید که عده‌ای نه از لفظ «موهبت» بلکه الفاظ «تراژدی» و «بدبختی» برای توصیف متلاشی شدن اتحاد شوروی سود جستند. چهره کاپیتالیسم به گونه‌هایی آشکار و پنهان در دوره بوریس یلتسین در مسکو و سایر شهرهای روسیه نمایان شد و گورباچف بعداً‌ ادعا کرد که از هم پاشیدن شوروی نوعی جنایت و کودتا و به تبع آن خلاف خواسته‌های وی بوده است. تاجران فرصت‌طلب روس از این رویداد سیاسی بهترین بهره‌های تجاری را جستند. مدت زمانی ماشین‌های مستعمل‌ لهستانی را وارد مسکو می‌کردند و رنگ و رویی تازه به آن زده و به عنوان متاع غربی در ازای پول زیاد می‌فروختند.
غذاهای فوری مدل غربی در مسکو و سن‌پترزبورگ باب شدند و دولت یلتسین مردم را به سمت و سویی سوق داد که لااقل مسن‌ترهای شوروی به هیچ روی قادر و مایل به پذیرش آن نبودند. خیابان‌های بزک کرده، ساختمان‌های مدل نیویورکی و توریست‌هایی اروپایی که آمده بودند به اصطلاح غربی شدن روس‌ها را از نزدیک ببینند، تضادها را در روسیه به اوج خود رساندند. کاپیتالیسم مدل روسی که فقط با آمدن ولادیمیر پوتین برچیده شد. از سوی اصولگرایان در مسکو وضعیتی فاجعه‌‌بار توصیف شد و احزاب بسط یافته در مسکو به جای تعالی روسیه فقط به منافع خویش می‌اندیشیدند. پول‌های بی‌پشتوانه در دست و بال مردم بیشتر شد ولی آنها نمی‌دانستند آن را چطور خرج کنند. نزول بگیران در مسکو حکومت می‌کردند. در همان دهه ۱۹۹۰ بود که جنگ‌های مستمری در قفقاز و نظایر آن به راه افتاد که براساس خودمختاری طلبیدن قوم‌ها و تبارها در این کشور بود و در یک چشم به هم زدن مردم شوروی دل‌شان برای آنچه از دست رفته بود تنگ شد و پرسیدند عوض شدن مؤلفه‌های حکومتی در مسکو و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی جنایت بوده است یا موهبت؟
هنوز افراد زیادی هستند که می‌گویند در شوروی در زمان استالین و سپس برژنف و حتی دوره بسیار کوتاه مدت یوری آندروپوف اختناق بیداد می‌کرد و هیچ حزب و ایده سیاسی بجز کمونیسم مجال تنفس نداشت اما سال‌های بعدی روس‌های عادت کرده به امنیت مخوف دوران کمونیسم را وارد وحشت آزادی‌های بی‌حد و حصر دوران کاپیتالیسم کرد و آنها فهمیدند «امنیت» بسیار بهتر از «آزادی» است! بلبشوی سیاسی در مسکو و آنچه یلتسین آرمانخواهی انسانی می‌نامید به بازگشت تندروهایی که لباس‌هایی بجز آرایه‌های کمونیست‌ها را به تن داشتند و «امنیت»، سلاح و ایده اول‌شان بود منجر شد اما هر چه بود؛ پوتین، نظم و قدرت را به مسکو بازگرداند و اینها گمشده‌های بزرگ دوران بی‌هویتی آمیخته با دولت یلتسین بود. ۱۶ سال بعد از به قدرت رسیدن پوتین و ۲۵ سال بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، مسن‌ترها در مسکو معتقدند فروپاشی برایشان فایده‌ای نداشت و فقط پوتین بود که توانست منطقه را به اصول حکومتی روس‌ها بازگرداند و به هیچ کشور غربی باج ندهد و روس‌ها را به یاد دوران اوج جولان کمونیست‌ها برگرداند و کاری کند که غربی‌ها نه به چشم یک «شریک بازی خورده» بلکه به‌عنوان یک قدرت ترسناک به روسیه بنگرند. میراث آزادیخواهان برای روسیه حتی اگر نیت‌شان خیر بوده باشد، هرج و مرج سیاسی و پیشتازی نوکیسه‌هایی بود که پول‌شان صرف توسعه کارتل‌های اقتصادی شریک با غربی‌ها شد و حتی یک روبل آن خرج مردم روسیه و وسیله رفاه آنها نشد. پوتین شاید از دید مخالفانش یکی از همان تزارهای بی‌رحم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم روسیه باشد که بساط‌شان توسط بلشویک‌ها در دهه ۱۹۱۰ برچیده شد و دنباله روهای لنین را به قدرت رساند اما امنیت حاصل از حضور او چیزی است که اکثر مردم روسیه و حتی جوان‌ترها را شادمان و صاحب این باور می‌کند که دوباره یکی از قدرت‌های اول جهان هستند و آنقدرها هم به گلاس نوست و نظایر آن احتیاج ندارند.

منبع: روزنامه ایران


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس