سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

براساس یادداشت اندیشکده واشنگتن:یک قرن پس از سایکس پیکو، راه حل کردها جنگ نیست

سه‌شنبه - 3 ژانویه 2017
یک قرن پس از سایکس پیکو، راه حل کردها جنگ نیست

موسسه آمریکایی واشنگتن برای خاور نزدیک که در واشنگتن دی سی مستقر است در سال 1985 تاسیس شده و بر سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه مستقر است، این موسسه اخیرا در یادداشتی که منتشر کرده آورده است که شاید ترکیه یک روز یک منطقه ی خودمختار کردی در مرز خود با سوریه ببیند که دقیقاً به همان اندازه ی اقلیم کردستان عراق همسو با منافع ترکیه باشد

کردنامه: کردها که در دو سوی مرزهای امروزی ترکیه، ایران، عراق و سوریه زندگی می کنند و جمعیت شان حدود ۳۵ میلیون است، گاه به عنوان بزرگ ترین گروه قومی دنیا که کشوری ندارند، توصیف می شوند. در حقیقت این افتخار شبهه انگیز احتمالاً متعلق به تامیل های هند (و سری لانکا)، گروه های جمعیتی مختلف پاکستان و بسیاری گروه های جمعیتی دیگر در شبه قاره باشد اما اصلاً مهم نیست. آرزوی کردها برای لغو یا دست کم کم رنگ کردن خطوط صدساله ی سایکس – پیکو بی گمان جزء مهم ترین مسائل قومی در جهان امروز است.

زیرا کردها بی گمان جمعیت زیادی دارند، غالباً بسیار دلبسته ی زبان، فرهنگ، تاریخ و در کل هویت قومی متمایزشان بوده و بسیاری از آنها خودآگاهانه فاقد استقلالی هستند که کشورهای غربی پیروز جنگ جهانی اول یک قرن پیش کم و بیش به آنها وعده دادند. امروز وضعیت بغرنج آنها در مرکز برخی از شدیدترین درگیری های منطقه قرار دارد. حل این مشکل به هر نحو لزوماً یکی از اجزاء کلیدی هر برنامه ی بلندمدت برای برقراری آرامش و ثبات در بخش شمالی خاور میانه است.

وعده ی استقلال کردها به لحاظ فنی جزء توافق پنهانی سایکس – پیکو نبود؛ توافقی که بخش اعظم منطقه ی کردنشین را بین بریتانیا و فرانسه تقسیم کرد و در همان حال به هیچ یک از آنها نیز استقلال اعطا نکرد. کردها بیشتر به عنوان بخشی از تلاش همه جانبه ی وودرو ویلسون رئیس جمهور آمریکا برای “تعیین سرنوشت خود” در کنگره ی صلح ورسای و سپس در پیمان سور در سال ۱۹۲۰ تعهدی به امکان مستقل شدن شان را فراچنگ آوردند اما این تعهد تنها پس از چند سال به اجبار زیر پا گذاشته شد.

کردها نخست علیه دولت ترکیه ی جدید مصطفی کمال آتاترک قیام کردند که ادعای مالکیت بخش بیشتر سرزمین آنها و نیمی از جمعیت شان را داشت اما این قیام به زودی شکست خورد. در همین حال بریتانیا، موصل و حومه از ولایت های قدیمی عثمانی به همراه بخش قابل توجهی از جمعیت کردها را ضمیمه ی کشور جدید عراق کرد که تحت قیمومت “جامعه ی ملل” بود. فرانسوی ها هم طبق سایکس – پیکو قیومیت سوریه را به دست آوردند که در حاشیه ی جنوبی سرزمین تاریخی کردستان قرار داشت. افزون بر آن دولت جدید و قوای نظامی رضا شاه در ایران استان های عمدتاً کردنشین منتهاالیه شمال غرب این کشور را به شدت تحت سلطه ی استبدادی تهران نگه داشتند.

سال ۱۹۲۳ در زمان انعقاد پیمان لوزان که به شکلی سرسری مرزهای ملی این نواحی را تثبیت کرد، دیگر حرفی از استقلال کردستان در میان نبود اما از آن زمان تا امروز – به طور فزاینده ای در دهه های اخیر – بسیاری از کردها این رؤیا را زنده نگاه داشته اند. با این حال نیروهای این جنبش در دوره های بسیار متفاوت و در کشورهای مختلف، اشکال سراسر متفاوتی به خود گرفتند. و کردها همانطور که معروف است، درگیر اختلافات داخلی هم بوده اند، نه تنها در میان خود به طور کل بلکه در داخل هر یک از این مرزهای جهانی جدید. رقابت خاندان ها، گروه ها، احزاب، شخصیت ها، لهجه ها، ایدئولوژی ها، اتحادهای منطقه ای و دیگر انشقاق ها کردها را متحمل ضرر و زیان بسیار کرده است. افزون بر آن بسیاری از کردها شهروندان وفادار دولت های مرکزی جدید مربوطه ی خود شده اند در حالی که دیگر کردها برای به دست آوردن حاکمیت مستقل خود به جنگ روی آورده اند.

برخی از این کردها در ایران بلافاصله به دنبال جنگ جهانی دوم مدت کوتاهی برای تشکیل یک “جمهوری ” کردی جدید واقع در مهاباد با اتحاد جماهیر شوروی همکاری کردند. تهران به سرعت این چشم انداز را با حمایت قاطع بریتانیا و آمریکا نابود کرد. در ترکیه برخی کردها سال ۱۹۸۴ پس از بیش از نیم قرن آسیمیلاسیون و سکون نسبی، در جنوب شرق ترکیه تحت لوای حزب کارگران کردستان (پ ک ک) شورشی چریکی علیه آنکارا را آغاز کردند. این قیام بی ثمر به شکل نامنظم تا امروز ادامه یافته است.

کردهای شمال عراق هم علیه دولت مرکزی شان به پا خاستند، نخست در دهه ی ۱۹۷۰ و بار دیگر پس از جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱ و به دنبال نسل کشی آنها موسوم به انفال توسط صدام حسین در سال ۱۹۸۸٫ اختلافات داخلی در قالب دو رقیب اصلی یعنی حزب دموکرات کردستان و اتحادیه ی میهنی کردستان و شبه نظامیان وابسته به آنها مقاومت کردها را تضعیف کرد و منجر به یک جنگ داخلی کوچک و برادرکشی در ۱۹۹۶ شد. با این حال کردهای عراق تحت پشتیبانی هوایی آمریکا حالا یک ربع قرن است که به رغم چالش های امنیتی و اقتصادی داخلی و خارجی فراوان یک منطقه ی خودگردان و نسبتاً باثبات به هم زده اند.

این “منطقه ی خودمختار کردستان” که جمعیت بومی آن پنج میلیون است (به علاوه ی دو میلیون دیگر که عمدتاً آوارگان عرب هستند) به “حکومت اقلیم کردستان” خود می بالد که رئیس، پارلمان و ارتش (پیشمرگه) خود را دارد اما اقتصاد نفتی آن با مشکل روبه رو و به خطوط لوله ی نفت و حمایت های دیگر کشور همسایه ترکیه و عراق یا هر دو وابسته است. جالب تر از همه این است که حکومت اقلیم کردستان و ترکیه پس از دو دهه روابط ناآرام و گاه خصمانه در پنج سال گذشته به لحاظ سیاسی، نظامی و اقتصادی نزدیک ترین دوستان ممکن شده اند.

در سوریه که هم به معنای عام و هم به معنای خاص کمترین جمعیت کردها را در خود جای داده، حدود سه میلیون کرد که مرکزشان مناطق محصور شمال در امتداد مرز ترکیه است، تا همین چندی پیش نسبتاً آرام و بی صدا بودند. آنها طی سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ برای مدتی کوتاه دست به اعتراض و طغیان مدنی زدند اما دوباره تحت سرکوب شدید بشار اسد رئیس جمهور سوریه قرار گرفتند. با این حال نیروهای اسد مدت کوتاهی پس از آغاز قیام سوریه در ۲۰۱۱ عمدتاً از نواحی کردنشین شمال عقب کشیدند و عملاً نوعی خودمختاری به کردها اعطا کردند که تا امروز ادامه دارد.

کردهای عراق و سوریه از اواسط سال ۲۰۱۴ به شکلی طنزآمیز از پیدایش دشمنی مشترک به نام داعش روی هم رفته سود برده اند. اوگوست ۲۰۱۴ چیزی نمانده بود که داعش اربیل پایتخت حکومت اقلیم کردستان را اشغال کند اما پیشمرگه با پشتیبانی آمریکا و نیز ایران آنها را عقب راندند. از آن زمان آمریکا (و دیگر کشورهای عضو ائتلاف) به نیروهای کرد عراق، هم در هوا و هم در زمین، مستقیماً کمک نظامی کرده و از اصرار پیشین آن مبنی بر عدم وابستگی اقتصادی حکومت اقلیم کردستان به بغداد کاسته اند. به همین ترتیب آمریکا در سوریه حزب اتحاد دموکراتیک (پ ی د)، حزب اصلی کردها در سوریه و شبه نظامیانی را که با داعش می جنگند (یگان های مدافع خلق (ی پ گ)، مورد حمایت نظامی مستقیم قرار داده است. نتیجه ی این امر، خواسته یا ناخواسته، تقویت خودمختاری کردها در هر دو کشور عراق و سوریه بوده است.

اما خبری از استقلال کردستان نیست. آمریکا و اغلب دیگر کشورها به ویژه ترکیه و ایران کشورهای همسایه و کشورهای آن سوتر و افزون بر آن دولت های مرکزی ضعیف در بغداد و دمشق همگی مخالف سرسخت این موضوع هستند. بنابراین هنگامی که مسعود بارزانی رئیس حکومت اقلیم کردستان به کرات راجع به این هشدار می دهد که همه پرسی برای استقلال در راه است، بیشتر ناظران آگاه مایل هستند که آن را به عنوان خالی بندی قلم بزنند یا اهرم فشاری که زیرکانه برای حفظ جایگاه داخلی او و در همان حال گرفتن بهترین امتیاز از همسایگان و دیگر طرف های صحبت طراحی شده است.

به همین ترتیب هنگامی که طی ماه جاری پ ی د برنامه های رسمی خود برای یک منطقه ی کردی “فدرال” خودمختار در سوریه را اعلام کرد، توانست به شکلی معجزه آسا تمام همسایه های خود و کشورهای آن سوتر را در مخالفت با این امر متحد کند: دولت اسد، مخالفان سوریه، ترکیه، آمریکا و حتی حکومت اقلیم کردستان رقیب خود را که درست در آن سوی رود در عراق قرار دارد. تنها روسیه اعلام کرد که این می تواند رویکردی منطقی برای حل جنگ داخلی سوریه باشد. در همین حال پ ی د و ترکیه در اکثر موارد از درگیری مستقیم در طول مرز مشترک شان پرهیز کرده اند و این در حالی است که آنکارا رسماً پ ی د را جزء پ ک ک “تروریست” می داند. همین باعث می شود که کردهای سوریه در داخل باریکه های قلمروشان در سوریه عملاً اما نه قانوناً خودمختار باشند.

در همین حال در داخل ترکیه فعلاً دولت مرکزی و پ ک ک به شکلی تراژیک آتش بس دوساله شان بین سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ را رها کرده و دوباره درگیر جنگی تمام عیار شده اند. پ ک ک خواهان خودمختاری کردها و حزب حاکم عدالت و توسعه (آ ک پ) در آنکارا در صدد آن بوده است که حداقل به شهروندان کرد خود آزادی های فرهنگی و سیاسی بیشتری بدهد. شکاف میان دو طرف که همین یک سال پیش آشکارا کم شده بود، اکنون آن قدر عمیق شده که پرکردنش ناممکن به نظر می رسد اما ممکن است یک روزهم پر شود (اگر احتمالاً نه با پ ک ک با دیگر احزاب معتبر کرد مانند حزب دموکراتیک خلق ها (ه د پ). در این مورد خاص حرف تکراری “راه حل جنگ نیست” شاید واقعاً به کار بیاید.

بنابراین در پایان سایکس – پیکو از اینجا به بعد برای کردها چه حکمی دارد؟ می توان سریعاً به ترتیب به چند نکته اشاره کرد که همگی بر پایه ی تحلیل حاضر قرار دارد. نخست اینکه مرزهای قدیمی هنوز به گونه ای شگفت انگیز بادوام هستند. پروژه ی پان کردی نه تنها به دلیل حاکمیت کشورها بلکه همچنین به خاطر اختلافات داخلی کردها ممکن نیست. نکته ی دوم که با نکته ی نخست هم در ارتباط است اینکه استقلال کامل یا حتی جدایی یک بخش ملی کردستان قومی از جمله جدایی از عراق یا سوریه نیز احتمالاً در افق میان مدت قرار نداشته باشد اما نکته ی سوم اینکه خودمختاری محلی کردها یا نوعی از “فدرالیسم” نه تنها در عراق بلکه در سوریه و شاید در نهایت در ترکیه نیز به طور فزاینده ای گزینه ای قابل قبول (و احتمالاً سازنده) است و نکته ی چهارم که بازهم با نکات دیگر مرتبط است اینکه روابط گرم کنونی بین آنکارا و اربیل که در نوع خود استثنایی است، نشان گر آن است که این “کشمکش قومی دیرینه” برای مصلحت سیاسی نباید مشکلی چاره ناپذیر به حساب آید.می خواهید باور کنید می خواهید نه اما شاید ترکیه یک روز یک منطقه ی خودمختار کردی در مرز خود با سوریه ببیند که دقیقاً به همان اندازه ی اقلیم کردستان عراق همسو با منافع ترکیه باشد.

در مورد سیاست آمریکا در منطقه هم دلالت های آن به همین اندازه روشن است. آمریکا می تواند به شکلی مفید و ثمربخش از استقلال کردها حمایت نکند چه برسد به آمال پان کردی اما آمریکا می تواند از خودمختاری واقعی کردها در داخل سه کشور مذکور حمایت کند: عراق، سوریه و در بلندمدت و مشروط به توافق با آنکارا، حتی ترکیه. می توان این را “نور سایکس – پیکو” خواند.

منبع: کردپرس


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس