سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

دکتر قدیر نصریداعش و متافیزیک خشونت

پنج‌شنبه - 6 آوریل 2017
داعش و متافیزیک خشونت

داعش به پشتوانه چه فکری سوریه را تار و مار کرد؟

کردنامه: درسال ۲۰۱۲، همگی حیرت زده و مبهوت ماندیم از دیدن کلیپ هایی که در آنها، مردم عادی و غیر مسلح سوریه در جادها به تیربار بسته می شوند. افرادی مسلح، الله اکبر گویان و با کمال خونسردی، نوک مگسک را به پیشانی رانندگان بی خبر نشانه می گرفتند و دهها خودرو را به همراه سرنشینان غیرنظامی به دره می فرستادند، مهاجمان مصمم، سپس از اتومبیل خود پیاده می شدند و برای اطمینان از کشته شدن سوژه ها به آنها تیر خلاص می زدند و دوباره سوار ماشین خود شده شکار را ادامه می دادند. سرود یا نشیدهای حماسی که روی  این کلیپ ها مونتاژ شده و نیز نمایش جنازه های خونین و فرار سوری های وحشت زده، نشان می دهد که قوه عاقله و محاسبه گری پشت این سوانح جا خوش کرده است. در نوشتار حاضر، این گونه می پرسیم که متافیزیک کشتار و الاهیات خشونتی که پشتوانه این جنایات هستند، کدامند؟ با رجوع آثاری از بزرگان فکری سلفیسم تکفیری و در قالب سه اصل نکایه، توحش و تمکین به این پرسش پاسخ خواهم گفت؛

گام نخست: النکایه

نکایه یا مجروح کردن و قتل و تصرف بر دو نوع است: نکایه نفوس و نکایه اموال. «قاضی ابوالوید قرطبی»، فقیه قرن ششم هجری و صاحب کتاب مهم «بدایه المجتهد و نهایت المقتصد» در صفحه ۳۸۰ این کتاب در مورد تار و مار کردن جان و مال کفار (از دید اینان) بحث مفصلی کرده است. از دید او مردان، زنان، کودکان، سالمندان و صوفیان و … همگی عدو هستند و کشتارشان یک فریضه است. یعنی مسلمانانی که در سپاه خلیفه هستند مختارند مخالفین را به بردگی ببرند، بکشند و یا مشمول فدیه و جزیه کنند. علاوه بر نکایه نفوس، نکایه اموال نیز اهمیت دارد. در قالب نکایه اموال، کلیه اموال کافران در اختیار مهاجمین و سپاه خلیفه قرار می گیرد. سپاه خلیفه یا جهادگران مسلمان می توانند برای تصرف آبادیهای عدو، به آنها حمله ور شوند. قاضی ابوالولید جوزی، حتی اجازه استفاده از منجنیق یعنی پرتاب آتش به خانه دشمن را مجاز می شمرد. پرتاب منجیق که کار توپهای میان برد امروزی را انجام می داده، ابداع چینی ها بود که مغولها آن را به عاریت گرفته و در تصرف شهرهای بزرگی مانند پکن استفاده کردند. حسب گزارش ها از حملات و جنگ های مغولان، شهر پکن به خاطر پرتاب همین منجنیق ها به مدت ۳۰ روز در آتش سوخت و مغول ها وارد شهری سوخته شدند و هیچ مقاومتی را ندیدند.  برخی فقهای سنی، استفاده از منجنیق را به دلیل احتمال اشاعه آتش به جان کودکان و زنان اجازه نداده اند (مانند اوازعی و لیث) اما قاضی ابوالولید استفاده از آن را برای ترساندن دشمن و انقیاد بی تکلف دشمن مجاز شمرده است. بر این اساس درختان یا اشجار، شتر و گوسفند و جمیع حیوانات متعلق به دشمن، خانه و کاشانه، مزارع و حتی اماکن نیایش و مناجات کفار، مشمول نکایه اموال می شود و می توان همه را با خاک یکسان کرد. از دید «ابومحمد المقدسی»، فقیه معاصر و نظریه پرداز القاعده، نکایه مقدمه ای است بر استقرار شریعت و مقتدرسازی خلافت اسلامی. المقدسی از اصطلاح قتال نکایه یا جهاد نکایه استفاده می کند و معتقد است که بدون قتل و جرح و تاراندن دشمن نمی توان به تأسیس خلافت و تثبیت شریعت امید بست. ضمن این که به باور ابومحمد المقدسی، در مرحله نکایه، آنچه اهمیت دارد کارآمدی مجاهدین است نه علم آنها به شرع یا آگاهیشان از شریعت. بر این اساس، فردی که اساساً تقیدی به احکام شرع ندارد ولی از مهارت خوبی برای انهدام مواضع دشمن برخوردار است می تواند در عداد سپاه اسلام خدمت کند.

«فواد ابراهیم» در کتاب «داعش: نوستالژی خلافت» در کنار نکایه، از مفهوم انهاک یا فرسوده سازی و خسته کردن هم استفاده کرده است. در قالب مفهوم انهاک، الاهیات عملیات انتحاری و جهاد تهاجمی به نیروهای دشمن توجیه می یابد و هواداران خلیفه می توانند عملیات متعددی – از جمله زدن چوب بر سر یک مسیحی – را انجام دهند. از جمله این عملیات، «عملیات یادآوری» است. در این عملیات هدف داعش و گروه های مشابه، اعلام وجود و عرض اندام است. اینها عملیاتی هستند که موجب خشم دشمن نمی شوند و متفاوت از عملیات ۱۱ سپتامبر است که موجب بسیج دشمن می شود. در پی عملیات انهاکی و یادآوری، رفته رفته منطقه ای از کنترل دولت دشمن خارج می شود و مرحله تمرکز گروه های نکایه آغاز می شود. گروه های نکایه، با مطالعه آسیب پذیری های دشمن، اقدامات خود از قبیل انتحار، نفوذ، شناسایی، اسیر گرفتن، جذب نیرو و سازماندهی را آغاز می کنند تا در گذر زمان فرهنگ نکایه را در منطقه تحت امر خود، عملی کنند. بعد از آن که سپاه دشمن خسته شد و وحشت دید، آنگاه سپاه نکایه نیرو و روحیه می گیرد تا در مرحله دوم الاهیات تغییر یا متافیزیک خشونت به نام دین مهیا و آغاز می شود.

گام دوم؛ مرحله توحش

«ابی بکر ناجی»، از علمای سلفی معاصر، کتابی نوشته است به نام «اداره التوحش». توحش از یشه وحشت به معنای برهوت و بیابان فاقد امکانات است. حیوان وحشی هم از آن رو وحشی است که فاقد امکاناتی است که حیوان اهلی از آنها برخوردار است. اصلی ترین امکانات یک حیوان اهلی که حیوان وحشی فاقد آن است عبارت است از امنیت در مقابل خطر سرما و شکار، امنیت غذا و آشامیدنی و امنیت در مقابل بیماری و سرقت و جراحت. این امکانات معمولاً در بیابان پیدا نمی شود. منظور ابی بکر ناجی از اداره التوحش، مدیریت در شرایطی است که آغشته به هرج و مرج است و هیچ امنیت و سرپناه و قوت و آب در دسترس نیست. چنین هرج و مرجی ایجاد وحشت می کند، زیرا مردم از یکدیگر می ترسند و انسان ها گرگ همدیگر می شوند. وقتی که هرج و مرج به اوج رسید و کشتار و بیماری و رنج فزونی گرفت، مردم وحشت زده و بی پناه در پی مدیری می گردند که آنان را امنیت دهد و سیر کند. مدیریت توحش یا اداره التوحش در واقع به وضعیتی را ترسیم می کند که در پناه آن،  عدالت مبتنی بر شرع جریان می یابد تا تجاوز مردم به همدیگر کنترل و تعطیل شود، آموزشهای عقیدتی به مردمان آواره و نیازمند آغاز می شود و ایمان جهادی همراه با کلاس های رزم و شرع گسترش می یابد، حدود شرعی اجرا می شود، خوراک و درمان مورد نیاز مردمِ ترس خورده فراهم می شود، دستگاه های نظامی، اطلاعاتی، مالی و آموزشی نیز بنا می شوند تا نسبت به آموزش، سلامتی و تأمین مردم اقدام کنند. استفاده از غنایم به دست آمده در این مرحله امری عادی است.

گام سوم؛ مرحله شوکه التمکین

تمکین از ریشه مَکَنَ در باب تفعیل است و به معنای قدرت‌گیری و آماده شدن برای ایجاد حکومت و چیدن میوه‌های اقداماتی است که در مرحله‌های نکایه و توحش صورت گرفته است. نظریه پرداز اصلی این ایده (تمکین)، ابی بکر ناجی است که در کتاب طریق التمکین، سازوکار دقیق و تفصیلی اقتداریابی دولت اسلامی را تشریح کرده است. «ابومحمد العدنانی»، سخنگوی پیشین داعش میز مدام تأکید می کرد که «اسلام برای دعوت و گسترش آمده است.» (فواد ابراهیم، ص ۱۴۸) در همین راستا بود داعش نخستین فاصله گیری از القاعده را در بحث زمین و ضرورت داشتن قلمرو (به عنوان امارت اسلامی) تجربه کرد. از این منظر بدون وجود قلمرو، هیچ حکمی از شریعت اجرا نخواهد شد. به محض سیطره بر یک سرزمین، ولو به مدت یک ساعت، اعضای داعش شروع به دلجویی از ایتام، تکریم زندانیان و عضوگیری و سازماندهی می کنند. اولین تجربه دولت اسلامی، در سال ۲۰۰۶ با تشکیل دولت اسلامی عراق، محقق شد. قلمرو دولت اسلامی عراق، هفت سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۳ گسترش یافت و شام را نیز دربرگرفت. یک سال بعد، داعش یا دولت اسلامی عراق و شام، به دولت اسلامی تغییر نام داد. این ایده داعش (تصاحب سرزمین و گسترش مرزی آن)، یادآورد اقدامات محمد عبدالوهاب در اواسط قرن نوزدهم است. شیخ محمد ابن عبدالوهاب نیز، مسلمانان را دعوت به هجرت و جهاد می کرد. راهبردهای پنجگانه ای که در مرحله تمکین به کار می رود عبارتند از:

  • هجرت تدریجی مسلمانان از دارالکفر به دارالاسلام به تبع هجرت مسلمین به مدینه در صدر اسلام
  • تصرف یک سرزمین یا قلمرو معین برای اجرای شریعت الاهی به تبع شورش محمد ابن عبدالوهاب
  • اعلان عمومی دولت اسلامی و آغاز محاکمه منافقین و هر فرد یا گروهی که معترض به سامان موجود باشد
  • قلمرو تعریف شده باید از حیث تراکم جمعیت و نیز بافتار قومی – مذهبی – منطقه‌ای مساعد برای خلافت باشد
  • انحلال هرگونه نهاد موازی و غیرضرور و برگزاری عدالت عریان و سایر خدمات مالی در قلمرو خلافت اسلامی

سخن آخر

بررسی مقایسه ای تجارب جنگی در خاورمیانه نشان می‌دهد که بین سه گروه مغولان، وهابیون و داعش، مشابهت‌های پرشماری وجود دارد. پنج‌گزاره‌ای مشابهت‌ها هستند عبارتند از: قاطعیت در حد توحش، قتل توده‌ای و فاقد تمایز، معدوم سازی دشمن و سلب کوچک‌ترین شانس برای اعاده بقای دشمن، سرعت عمل و بالاخره ارتقای روحیه سربازان با دو کلمه غنیمت و انتقام.

بنابر این تماشای قتل شهروندان عادی و یا انهدام همه تأسیسات تمدنی سوریه توسط داعش، دیگر تعجبی ندارد. آن‌ها به عقبه فکری تکیه کرده اند که بسیار سترگ است. اگر اذهان ما ایرانیان با آن میراث آشنا بود، هرگز از نکایه، توحش و تمکین داعش هراسی نداشتیم. / همشهری دیپلماتیک

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس