دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹

قباد آرش:کردهای اقلیم پلیس بد ابرقدرتها هستند یا بازیگران حرفه ای در مقابل بغداد؟

پنج‌شنبه - 13 آوریل 2017
کردهای اقلیم پلیس بد ابرقدرتها هستند یا بازیگران حرفه ای در مقابل بغداد؟

تاکید جدی مسعود بارزانی و حزبش بر رفراندوم استقلال اقلیم و و تکرار و تایید آن حتی از جانب احزاب و سیاستمداران میانه رو و نزدیک به ایران همچون اتحادیه میهنی و برهم صالح، نوعی بازی گردانی ابرقدرتها و ایفا کردن نقش پلیس بد است یا خیر؟ و آیا کردها با طرح این مساله تلاش خواهند کرد که با استفاده از کارت زرد رفراندم و استقلال بغداد را راضی کنند که به الحاق مناطق مورد مناقشه و موضوع ماده 140 به کردستان رضایت دهد یا خیر؟ دو سوال اساسی است که پاسخ هایش در روزها و ماه های آینده آشکار خواهد شد.

 کردنامه: شاید روزی که هواپیماهای آمریکایی پایگاه‌های نظامی وامنیتی رژیم بعث صدام حسین را مورد هدف قرار دادند و نیروهای کماندوی آنها در مدت کوتاهی فرودگاه بغداد را تسخیر کردند کمتر کسی تصور می‌کرد بعد از آن واقعه و آن جنگ با تمام هزینه‌هایش، آمریکا در اقدامی غیر قابل باور نیروهایش را درست پس از شروع بهار عربی و در شرایطی که بحران سوریه به وخامت کشیده بود، از عراق خارج و این کشور را به دست گروه‌هایی بسپارد که اگرچه ظاهراً در قالب یک حکومت همه گیر و یکپارچه همه اقوام و اقلیت‌ها در آن سهیم بودند اما در باطن این دموکراسی نوپا در مرحله گذار‌بود و سیاسیون عراقی هنوز آزمون تمرین مدارا را با موفقیت پشت سر نگذاشته بودند.

عراق بعد از حضور نیروهای آمریکا در واقع عراقی کاملاً متفاوت با همه روزگاران تاریخ آن کشوربود. اشتباه بزرگ اوباما در سپردن عراق بدست عراقی‌هایی که نه تنها از نظر سیاسی هیچگاه سیاسیونی دموکراسی خواه نبودند بلکه تسویه حساب‌های دوران صدام حسین میان مذاهب عمده این کشور سبب گردید تا بذر نفرت در تشکیلات سیاسی و اداری و مردمی این مملکت پاشیده شود.

نوری مالکی در دوره نخست وزیری خود غالب مخالفانش را کنار زد و با این کار زمینه نقش‌آفرینی قدرت‌های تندرو منطقه‌ همچون عربستان را در میان تشکیلات سیاسی و نظامی اهل سنت عراق فراهم کرد و این همان اشتباه بنیادین مالکی در زمینه سازی برای وقوع جنگ داخلی و حمله گروه‌های تند رو بنیادگرا به عراق بود.

تا اینجا می‌توان اشتباه نوری مالکی نخست وزیر عراق و باراک اوباما رییس جمهور آمریکا را عمده عوامل وقوع جنگ خونین درعراق نام برد، اگر چه آمریکا در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما برعکس تصورعموم مردم، مرتکب اشتباهات استراتژیک در خاورمیانه شد، اما برای وی همچنان که امنیت در خاورمیانه سبب استفاده آرام این کشور از منابع نفت و گاز خواهد بود در همان حال ناامنی نیز فرصت بزرگی را برای فروش تسلیحات جنگی و نظامی فراهم می‌آورد.

بعد از تسخیر موصل توسط داعش، روزنامه‌ای منتسب به حزب کارگران کردستان ترکیه در یک افشاگری تحولات عراق را به جلسه‌ای نسبت دادند که در ماه ژوئن میلادی در اردن با حضور گروهی‌های سنی تند رو عراقی، نماینده کردهای عراق و مسئولین سازمان‌های امنیتی آمریکا و انگلیس برگزار شده بود، اگرچه ممکن است در آن جلسه به صراحت از زمینه سازی برای حمله داعش به موصل و دیگر مناطق سنی نشین عراق سخن به میان نیامده باشد، اما در صورت برگزاری چنین جلسه‌ای آن هم با حضور معاون سابق صدام حسین و با اطلاع ترکیه و عربستان، بدون شک در مورد سرنوشت اعراب سنی عراق بعد از برگزاری سومین دوره انتخابات پارلمان این کشور صحبت شده است.

از سوی دیگر روزنامه دیلی تلگراف لندن از زبان یک افسر دستگاه اطلاعاتی اقلیم کردستان فاش ساخت که مقامات اقلیم شش ماه پیش از حمله داعش به عراق، از آن مطلع بوده و در مورد آن به دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس هشدار داده بودند.

روژ بهجت در گفتگو با دیلی تلگراف انگلیس به این موضوع اشاره کرد که درهشدار به دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و انگلیس تاکید شده که ابوبکر بغدادی رهبر داعش بسیار خطرناک تر از بن لادن رهبر القاعده است، دیلی تلگراف صحت و سقم این خبر را از لاهور طالبانی رییس دستگاه اطلاعاتی اقلیم کردستان جویا شد که وی نیز این خبر را تایید کرد.

با وجود افشاگری‌های فوق به نظر می‌رسد آمریکا در مقابله با حضور داعش در عراق یا خود را به بی توجهی زده و یا این بار نیز در محاسبات خود اشتباه کرده است، اما سکوت برنامه ریزی شده به حقیقت نزدیکتر است.

اگر به کردهای عراق و همسایگان اقلیم کردستان عراق نگاهی بیندازیم متوجه خواهیم شد که حضور داعش درعراق و سوریه نه تنها آن کشورها بلکه همه کشورهای منطقه و بخصوص ایران را نیز تهدید کرد و اقلیم کردستان عراق نیز از این تهدیدات زیان فراوان دید اما با وجود آن اقلیم کردستان شاید یکی از خبرسازترین مناطق عراق است که همزمان با حضور نیروهای داعش در موصل به تیتر خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های جهان آمد.

خبرسازترین موضوع کردها بعد از تضعیف داعش

اخیراً اظهارات بارزانی و تلاش کردها در مورد برگزاری رفراندم در مناطق مورد مناقشه و جدایی ازعراق سبب شده است تحلیل‌های پیچیده‌ای از این موضوع ارائه شود. بدون توجه به این اظهارات و عواقب آن به نظر می‌رسد تحلیل این تصمیم بارزانی واحتمالاً تاثیرات اجرایی شدن سیاست‌ رفراندم برای الحاق مناطق مورد مناقشه به کردستان و استقلال این اقلیم ازعراق مستلزم وقت و مقال بلندی است که در این سطورنمی‌گنجد، اما اشاره به دو حقیقت تاریخی در مورد کردهای اقلیم و ایران بسیار لازم و ضروری می‌نماید: ۱ـ در طول تاریخ یک قرن اخیر و بخصوص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نزدیکترین کشور به کردهای عراق که همیشه آغوش خود را به روی آنها گشوده است ایران بوده و در سالهایی که کردهای عراق از دست سیاست های تعریب و انفال و شیمیایی و بمباران صدام حسین گریخته و به ایران پناه آوردند، ایرانیان آغوش خود را به روی آنها گشوده و نه تنها در شهرهای غربی بلکه آنان را در کرج و قزوین نیز اسکان دادند.

۲- از لحاظ سیاسی وقتی اقلیم کردستان عراق رسمیت یافت اولین کشوری که کنسولگری خود را در اقلیم گشود و آن را به رسمیت شناخت ایران بود، اما ترکیه که در آن زمان کردها را ترک کوهی خطاب می‌کرد و هیچ رسمیتی برای کردها قائل نبود به یکباره بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه رویکرد خود را تغییر داد و با نزدیک شدن به کردهای عراق منافع سیاسی و اقتصادی خود را علی‌الخصوص در حوزه انرژی تثبیت کرد؛ اما این اقدام ترکیه تنها حاصل زرنگی ترکها و تیم اردوغان و گرایش کردها به بازار اروپا از طریق ترکیه نبود، بلکه خطای استراتژیک ایران در فاصله یک دهه گذشته موجب گردید تا منافع ایران علیرغم پیگیری شدید در بغداد، در اقلیم کردستان به فراموشی سپرده شود.

روی دیگر سکه این است که اگر چه کردهای اقلیم خود را موظف به حفظ و مراقبت از خاک اقلیم در برابر نیروهای داعش می‌دانندريا، اما احتمال نفوذ تفکر تکفیری به داخل ایران از یک سو و از سوی دیگر رابطه نزدیک کردهای عراق با ترکیه زنگ خطر بزرگی در مرزهای ایران با اقلیم محسوب می‌شود. در برابر به همان اندازه که اقلیم کردستان عراق برای صدور نفت خود به بازارهای اروپا نیازمند همکاری با ترکیه است به همان اندازه نیازمند حضور قدرتمند ایران در منطقه است و دروازه‌ امن برای ورود اقلیم کردستان به خلیج فارس از ایران می گذرد، اما فعلاً تلاشی جدی از سوی هیچکدام از طرفین دیده نمی شود.

بهرحال با توجه به شرایط منطقه ای و جهانی و عدم موافقت ایران و دیگر قدرتهای منطقه ای با تشکیل یک دولت مستقل کردی در شمال عراق، خطرات نفوذ تفکر تکفیری داعشی در ایران و اقلیم کردستان، ادامه جنگ های داخلی در سوریه، اختلافات حزب کارگران کردستان ترکیه و حزب دمکرات کردستان عراق و مخالفت نهادهای نزدیک به پ ک ک با تشکیل دولت مستقل کردی در شمال عراق تحلیل شرایط را با چالش هایی جدی تر روبرو کرده است.

از سوی دیگر در شرایطی که دولت مرکزی بغداد کماکان در مخالفت با برگزاری رفراندوم در اقلیم کردستان پرتوان تر از همیشه به اقلیم واکنش نشان می دهد و هنوز کسی به روشنی نمی داند بازی کردها صرفاً حرکت مهره ها و تهدید رقیب است یا تلاشی برای مات رقبا و همسایگان به شمار می آید، پیش بینی و ارائه نتایج ملموس در مورد آینده کردهای اقلیم پس از شکست بهارعربی در پشت دروازه های دمشق و وقوع رخدادهای پیش بینی نشده در خاورمیانه چه خواهد بود.

تاکید جدی مسعود بارزانی و حزبش بر رفراندوم استقلال اقلیم و و تکرار و تایید آن حتی از جانب احزاب و سیاستمداران میانه رو و نزدیک به ایران همچون اتحادیه میهنی و برهم صالح، نوعی بازی گردانی ابرقدرتها و ایفا کردن نقش پلیس بد است یا خیر؟ و آیا کردها با طرح این مساله تلاش خواهند کرد که با استفاده از کارت زرد رفراندم و استقلال بغداد را راضی کنند که به الحاق مناطق مورد مناقشه و موضوع ماده ۱۴۰ به کردستان رضایت دهد یا خیر؟ دو سوال اساسی است که پاسخ هایش در روزها و ماه های آینده آشکار خواهد شد. اما موضوع مهم این است که تحولات پیش بینی نشده در حال انجام است و این مساله با مداقه و ملاحظه جدی از سوی ایران، عراق، ترکیه و حزب کارگران کردستان ترکیه بخوبی رصد می شود.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس