قباد آرش
تاملی درباب سادەسازی فاجعە و فراموشی سازمان یافتە؛ از هیتلر و استالین تا میلوشویچ و صدام / قباد آرش

فاجعه را نمیتوان با عدد فهمید، همانگونه که عشق را نمیتوان با خطکش اندازه گرفت و فرهنگ را نمیتوان با صندلی سینما و پلاتو سنجید. عدد، زبان نظم و محاسبه است؛ زبان بازار و زبان بودجه ریزی و برنامهریزی. اما فاجعه، لحظهای است که این نظم فرو میپاشد و جهان انسانی از درون شکسته میشود. وقتی گفته میشود ده نفر، صد نفر یا هزار نفر کشته شدند، در واقع تنها از پوسته بیرونی فاجعه سخن گفتهایم، نه از مغز و جوهر آن. در دل هر عدد، یک جهان انسانی نهفته است؛ جهانی که شامل خاطرات، آرزوها، شکستها، امیدها و رابطههاست. هیچ عددی نمیتواند وزن یک مادر را که فرزندش را از دست داده، یا سکوت خانهای را که ناگهان خالی شده، نشان دهد. فاجعه از جنس تجربه است، نه از جنس محاسبه. محاسبه، فاصله میسازد؛ تجربه، نزدیکی. محاسبه، انسان را به داده تبدیل میکند؛ تجربه، داده را دوباره به انسان بازمیگرداند. وقتی فاجعه را تنها در قالب آمار میبینیم، در واقع آن را از تجربه انسانی تهی میکنیم و به شیئی سرد و بیروح تبدیل میسازیم. این همان لحظهای است که فاجعه، برای ذهن مدیریتی و تکنوکراتیک قابل هضم میشود و در گزارشها، نمودارها و جداول جای میگیرد. اما آنچه در جداول جا میگیرد، فاجعه نیست؛ تنها سایهای از آن است. سادهسازی عددی فاجعه، تبدیل انسان و رنج انسان بە ریاضی است. در این منطق، فاجعهای که عدد کمتری دارد، کوچکتر تلقی میشود و رنجی که در آمار دیده نمیشود، اساساً وجود ندارد. این همان لحظهای است که اخلاق، جای خود را به حسابداری میدهد و انسان، به یک رقم در ترازنامه تاریخ تبدیل میشود. یکی از خطرناکترین صورتهای عقلانیت مدرن، عقلانیت آماری است؛ عقلانیتی که جهان را به مجموعهای از دادهها و نمودارها تقلیل میدهد. این عقلانیت در ظاهر بیطرف، علمی و دقیق به نظر میرسد، اما در عمق خود، نوعی بیحسی اخلاقی را پنهان کرده است. وقتی فاجعه در قالب آمار بیان میشود، ذهن به تدریج به آن عادت میکند. اعداد بزرگ، حساسیت را از بین میبرند. مرگ یک انسان، فاجعه است؛ اما مرگ هزاران انسان، به یک خبر عادی در صفحه اول روزنامه تبدیل میشود. این همان چیزی است که هورکهایمر و آدورنو از آن به عنوان شکست عقل روشنگر یاد میکنند. عقلانیتی که قرار بود انسان را از جهل رها کند، به ابزاری برای مدیریت و توجیه جهل تبدیل شد. وقتی فاجعه در قالب آمار در میآید، دیگر پرسش از معنای آن به حاشیه رانده میشود. پرسش از رنج، پرسش از مسئولیت، پرسش از امکان تکرار، همه جای خود را به مقایسه عددها میدهند. در چنین فضایی، فاجعه به یک «رویداد قابل مدیریت» تبدیل میشود و افکار عمومی، به تدریج با اعداد کنار میآید. اما آنچه از دست میرود، حساسیت اخلاقی جامعه است. جامعهای که به اعداد عادت کند، به فاجعه هم عادت خواهد کرد. عقلانیت آماری، وقتی از تجربه زیسته انسانی جدا شود، به نوعی بیرحمی عقلانی تبدیل میشود. این بیرحمی نه از نفرت، بلکه از فاصله میآید؛ فاصلهای که میان عدد و انسان ایجاد شده است. و همین فاصله، بستر شکلگیری فجایع بزرگتر را فراهم میکند. سادهانگاری فاجعه، تنها یک خطای نظری نیست؛ یک خطر سیاسی و تاریخی است. هرگاه فاجعه به کلیگویی و عددسازی تقلیل یافته، گوش و حافظه و داکیومنت تاریخ به شنیدنش عادت می کند. این همان منطقی بود که در آلمان هیتلری، در شوروی استالینی، در بالکان میلوشویچ و در خاورمیانه صدام، به فجایع انسانی انجامید. سادهسازی فاجعه، نوعی فراموشی سازمانیافته است. وقتی فاجعه به چند عدد تقلیل مییابد، حافظه جمعی نیز به همان عددها محدود میشود و دیگر کسی به داستانهای فردی، به زندگیهای از دسترفته، به امیدهای ناتمام و به رویاهای دفن شده فکر نمیکند. و جامعهای که داستانهای فاجعه را فراموش کند، آماده تکرار آن خواهد بود. به همین دلیل، هر اثر هنری، هر روایت، هر شعر و داستان و هر فیلمی که فاجعه را به سطحیترین شکل ممکن بازنمایی کند، ناخواسته در خدمت همان منطقی قرار میگیرد که فاجعه را نموداری و اکسلی و عدی کرده است. زیرا فاجعه، تنها در میدان جنگ ساخته نمیشود؛ در ذهنهایی ساخته میشود که به سادهسازی و کلیگویی عادت کردهاند. فهم فاجعه، نیازمند مقاومت و تقلیل فرهنگ عددی است؛ مقاومتی که انسان را از دل آمار بیرون بکشد و دوباره به او چهره و روح و صدا و داستان بدهد. تنها در این صورت است که فاجعه، از یک رقم در تاریخ، به یک تجربه اخلاقی تبدیل میشود؛ تجربهای که میتواند مانع تکرار خود شود.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰