تاریخ انتشار : پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰:۱۳
کد خبر : 4361

قباد آرش

کردستان در میانه منازعە ایران و آمریکا و ظهور پهلوی سوم / قباد آرش

کردستان در میانه منازعە ایران و آمریکا و ظهور پهلوی سوم / قباد آرش
منازعه ایران و آمریکا اغلب به‌مثابه مفهومی دوگانه درک می‌شود. از یک‌سو، تشدید فشار خارجی می‌تواند روزنه‌های مدنی را بسته‌تر کند؛ از سوی دیگر، نتیجه تداوم نومیدی فعلی نیز، نوعی واقع‌گرایی تلخ است. جامعه مدنی کردستان بدلیل اتفاقات تجربه شده در کردستان عراق و سوریه نه با آمریکا هم‌ذات‌پنداری می‌کند و نه با سیاستی که هزینه‌اش را مردم می‌پردازند.

 

اگر وضعیت کردستان ایران را در نسبت با منازعه ایران و آمریکا و حضور بازیگران میدانی و نمادین این منازعه از دولت‌های ترکی و عربی تا چهره‌هایی مانند رضا پهلوی تحلیل کنیم، باید از یک واقعیت شروع کرد: کردستان این منازعه را نه «در سطح شعار»، بلکه در سطح پیامدهای فوری معیشتی و هویتی تجربه می‌کند. به همین دلیل، فاصله‌ای جدی میان زبانِ بیرونیِ منازعه و عقلانیتِ درونیِ جامعه کردستان وجود دارد. در منازعه ایران و آمریکا، کردستان به‌طور تاریخی در موقعیت «لبه میدان» قرار دارد؛ نه بازیگر اصلی است و نه بی‌طرفِ مصون. هر تشدید تنش و تحریم، تهدید نظامی، درگیری نیابتی یا جنگ روایت‌ها به‌سرعت به افزایش حساسیت در مناطق کردنشین منجر می‌شود. این تجربه تکرارشونده، یک عقلانیت اجتماعی خاص ساخته است: پرهیز از تبدیل‌شدن به کارت بازی دیگران. به همین دلیل، افکار عمومی کردستان حتی در میان منتقدان جدی حاکمیت نسبت به پروژه‌های تجربه شده محتاط و بدبین است. در سطح جامعه مدنی، منازعه ایران و آمریکا اغلب به‌مثابه مفهومی دوگانه درک می‌شود. از یک‌سو، تشدید فشار خارجی می‌تواند روزنه‌های مدنی را بسته‌تر کند؛ از سوی دیگر، نتیجه تداوم نومیدی فعلی نیز، نوعی واقع‌گرایی تلخ است. جامعه مدنی کردستان بدلیل اتفاقات تجربه شده در کردستان عراق و سوریه نه با آمریکا هم‌ذات‌پنداری می‌کند و نه با سیاستی که هزینه‌اش را مردم می‌پردازند. اولویت، کاهش هزینه انسانی و حفظ حداقل فضای زیست مدنی است. در این میان، ورود بازیگران اپوزیسیون خارج از کشور به‌ویژه چهره‌ای مانند رضا پهلوی برای کردستان حساسیت مضاعف ایجاد می‌کند. نه به‌دلیل شخص او به‌عنوان فرد، بلکه به‌دلیل بار تاریخی و نمادین پروژه‌ای که نمایندگی می‌کند. در حافظه جمعی کردستان، تجربه دولت متمرکز یکسان‌ساز در دوره پهلوی به‌خوبی زنده است. بنابراین، موضع بخش بزرگی از جامعه کردستان نسبت به رضا پهلوی را می‌توان «تعلیقِ محتاطانه» توصیف کرد. دلیلش روشن است: گفتمان غالب پیرامون او، بیش از آنکه بر بازتعریف رابطه مرکز– پیرامون، عدالت قومی و حقوق جمعی تأکید کند، بر مفاهیمی چون تمامیت خواهی سخت‌گیرانه و بازسازی نظم مرکزی تمرکز دارد. از سوی دیگر، برخی نیروهای اپوزیسیون همسو با پروژه پهلوی، کردستان را در چارچوب منازعه ایران–آمریکا به‌عنوان «اهرم فشار» یا «ظرفیت میدانی» می‌بینند. این نگاه ابزاری، حتی اگر آشکار بیان نشود، در لحن و انتظارات نمایان است: انتظار بسیج عمومی، اعتراض گسترده، یا نقش‌آفرینی پرهزینه در لحظات بحرانی. اما جامعه کردستان، که هزینه چنین نقش‌هایی را در دهه‌های گذشته پرداخته، امروز به‌مراتب محتاط‌تر است و حاضر نیست وارد بازی‌های پرریسک شود. این احتیاط، نه از سر بی‌اعتقادی، بلکه از محاسبه هزینه–فایده‌ای برخاسته از تجربه زیسته ناشی می‌شود.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

اخبار

اقتصاد