هوش مصنوعی صرفاً ابزار جدیدی در دست قدرتهاست یا ساختار نظام بینالملل را بهگونهای بنیادین بازتعریف میکند؟ / عباس زارعی

مفهوم بازدارندگی در دوران هستهای معنای مشخصی داشت: توانایی ایجاد خسارات غیرقابلقبول به دشمن، حتی پس از حمله اول. این بازدارندگی بر پایه تسلیحات هستهای و سیستمهای موشکی بود.اکنون، مفهوم جدیدی در حال شکلگیری است بازدارندگی الگوریتمی این مفهوم به توانایی یک دولت برای منصرف کردن دیگران از اقدام خصمانه، از طریق نمایش برتری در قابلیتهای هوش مصنوعی اشاره دارد.
تحول فناوری هوش مصنوعی بهمثابه عمیقترین تحول فناوری پس از انقلاب هستهای، ابعاد جدیدی به رقابتهای ژئوپلیتیکی افزوده است. ظهور هوش مصنوعی نه صرفاً یک پیشرفت فناورانه، بلکه نقطه گسستی بنیادین در ساختار قدرت بینالمللی است. هوش مصنوعی حاکمیت را از معنای سنتی آن کنترل سرزمینی به سمت حاکمیت فناوری گسترش داده است.نظام بینالملل به سمت چندقطبی فناورانه در حرکت است که درآن قدرتهای بزرگ حوزههای نفوذ الگوریتمی ایجاد میکنند.وابستگی متقابل فناوری جایگزین وابستگی اقتصادی کلاسیک شده و اهرم فناوری ابزار جدیدی در دیپلماسی قدرت محسوب میشود.
نیمه دوم قرن بیستم تحت سلطه رقابت هستهای بود؛ قدرتهای بزرگ از طریق تسلیحات هستهای و موشکهای بالستیک قابلیت نابودی متقابل را ایجاد کردند و این بازدارندگی هستهای ساختار نظام بینالملل را شکل داد. اکنون در قرن بیستویکم، رقابت بر سر فناوریهای نوین بهویژه هوشمصنوعی به ستیز اصلی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.نظریه پردازان کلاسیک روابط بین الملل از مورگنتا تا کنت والتز توازن قدرت را مکانیزمی ساختاری برای حقظ نظام بین الملل تلقی کرده اند. در این چارچوب، قدرتهای بزرگ از طریق تسلیحات ومتحدان با یکدیگر رقابت میکردند. جوزف نای میان قدرت سختو قدرت نرم تمایز قائل شد؛ اما هوش مصنوعی بُعد سومی را اضافه کرده است.
از حاکمیت سرزمینی به حاکمیت دیجیتال
در نظام وستفالیایی، حاکمیت به معنای کنترل بر سرزمین بود. اکنون، در عصر هوش مصنوعی، حاکمیت معنای سومی یافته حاکمیت فناورانه. حاکمیت فناورانه عبارت است از توانایی یک دولت برای توسعه و کنترل فناوریهای راهبردی- حفاظت از زیرساختهای دیجیتال حیاتی- تعیین قواعد بازی در فضای فناوری – جلوگیری از وابستگی مفرط به فناوریهای خارجی
قدرت الگوریتمی
قدرت الگوریتمی به مجموعه تواناییهایی اشاره دارد که یک بازیگر از طریق کنترل، توسعه و بهره برداری از فناوریهای هوش مصنوعی به دست میآورد.
توانایی طراحی و بهینهسازی مدلهای هوشمند
توازن الگوریتمی
توازن الگوریتمی وضعیتی است که در آن توزیع تواناییهای هوش مصنوعی میان بازیگران نظام بینالملل، الگوهای رفتاری، ائتلافسازی و سلسلهمراتب قدرت را شکل میدهد. این مفهوم با توازن .قدرت کلاسیک تفاوتهای بنیادین دارد
شکاف دیجیتال بهمثابه شکاف قدرت
برخلاف شکافهای اقتصادی کلاسیک، شکاف دیجیتال پایدارتر و بازگشتناپذیرتر است. کشورهایی که در حال حاضر در توسعه هوش مصنوعیعقب بمانند، ممکن است هرگز قادر به جبران این فاصله نباشند. امنیت دیگر صرفاً نظامی نیست؛ امنیت سایبری، امنیت داده و امنیت زنجیره تأمین فناوری به مؤلفههای اساسی امنیت ملی تبدیل شدهاند. تغییر در الگوهای ائتلافسازی, ائتلافهای جدید بر مبنای اشتراک فناورانه شکل میگیرند.
بعد توازن قدرت کلاسیک توازن الگوریتمی
منبع قدرت تسلیحات و سرزمین داده-الگوریتم و زیر ساخت
ماهیت رقابت فیزیکی و قابل مشاهده نامحسوس و پنهان
سرعت تغییر کند سریع
قابلیت انتقال محدود بالا از طریق مهاجرت نیروی انسانی
وابستگی متقابل اقتصادی – انرژی فناورانه -داده ای
اهرم فناوری: ابزار جدید دیپلماسی قدرت
در روابط بینالملل کلاسیک، اهرم عمدتاً به توانایی یک دولت برای وادار کردن دولت دیگر به انجام یا .ترک کاری اشاره داشت. ابزارهای اهرم شامل تهدید نظامی، تحریم اقتصادی و انزوای دیپلماتیک بود
هوش مصنوعی ابزارهای جدیدی برای اعمال اهرم ایجاد کرده است
اهرم دادهای:دادهها به نفت جدید تبدیل شدهاند. کنترل بر دادههای حجیم چه بهعنوان منبع آموزش و چه بهعنوان ابزار نظارتی قدرت قابلتوجهی ایجاد میکند.
نمونه: توانایی شرکتهای بزرگ فناوری آمریکایی در جمعآوری دادههای کاربران جهانی، اهرم دادهای قابلتوجهی به دولت آمریکا میدهد.
کشورهایی که به فناوریهای خارجی وابستهاند، درموقعیت آسیب پذیری قراردارند.این وابستگی میتواند بهصورتهای مختلف بروز کند.
از بازدارندگی هستهای به بازدارندگی الگوریتمی
مفهوم بازدارندگی در دوران هستهای معنای مشخصی داشت: توانایی ایجاد خسارات غیرقابلقبول به دشمن، حتی پس از حمله اول. این بازدارندگی بر پایه تسلیحات هستهای و سیستمهای موشکی بود.اکنون، مفهوم جدیدی در حال شکلگیری است بازدارندگی الگوریتمی این مفهوم به توانایی یک دولت برای منصرف کردن دیگران از اقدام خصمانه، از طریق نمایش برتری در قابلیتهای هوش مصنوعی اشاره دارد.
مؤلفههای بازدارندگی الگوریتمی
بازدارندگی دفاعی: نمایش تواناییهای دفاعی مانند سیستمهای ضدپهپاد، سایبردفاع و تشخیص تهدید میتواند دشمن را از حمله منصرف کند.
بازدارندگی تهاجمی: نمایش تواناییهای تهاجمی مانند سلاحهای هوشمند، عملیات سایبری و جنگ شناختی میتواند بازدارنده باشد.
بازدارندگی اقتصادی: نمایش توانایی تخریب زیرساختهای دیجیتال دشمن مانند حمله به شبکههای برق، سیستمهای مالی و ارتباطات قدرت بازدارندگی دارد.
بازدارندگی شناختی: استفاده ازهوش مصنوعی برای دستکاری افکار عمومی و فرماندهان دشمن، بُعد جدیدی از بازدارندگی است.
چالشهای بازدارندگی الگوریتمی
برخلاف بازدارندگی هستهای، بازدارندگی الگوریتمی با چالشهای منحصربهفردی مواجه است
عدم تقارن شفافیت: برخلاف تسلیحات هستهای که از طریق ماهواره قابل مشاهدهاند، قابلیتهایهوش مصنوعی بهسختی قابل ارزیابی و مقایسهاند. این امر معمای امنیتی جدیدی ایجاد میکند.
سرعت تغییر:قابلیتهای هوش مصنوعی با سرعت بسیار بالایی تغییر میکنند. برتری امروز ممکن است فردا بیمعنا شود. این امر ثبات استراتژیک را دشوار میسازد.
غیرقابلپیشبینی بودن: رفتار سیستم های هوش مصنوعی به ویژه مدل های یادگیری عمیق غیر قابل پیش بینی است. این امر محاسبات استراتژیک را پیچیده میکند.
بازتولید نابرابری
نظریه نظام جهانی والرشتاین استدلال میکند که نظام سرمایهداری جهانی، کشورهای مرکز و پیرامون را تولید و بازتولید میکند.هوش مصنوعی میتواند این نابرابری را تشدید کند و شکل جدیدی از پیرامون فناوری ایجاد کند.کشورهای قدرتمند از طریق کنترل بر دادهها و الگوریتمها، بر کشورهای ضعیفتر اعمال قدرت میکنند.ارزش اقتصادی دادههای کشورهای پیرامون به نفع کشورهای مرکز استخراج میشود وابستگی فناورانه، شکل جدیدی از وابستگی اقتصادی ایجاد میکند.فرار مغزها در حوزههوش مصنوعی بهشدت به کشورهای ثروتمند سود میرساند. بر اساس برآوردها، سه چهارمفارغالتحصیلان دکتری به آمریکا مهاجرت میکنند.
کلام آخر
ظهور هوش مصنوعی نهتنها یک تحول فناوری، بلکه یک تحول ساختاری در نظام بینالملل است. درست همانطور که انقلاب هستهای مفاهیم امنیت، حاکمیت و استراتژی را بازتعریف کرد، هوش مصنوعی نیز این مفاهیم را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است.
پرسش اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی بر روابط بینالملل تأثیر میگذارد؟ پاسخ قطعاً مثبت است. پرسش اصلی این است که آیا جامعه بینالمللی قادر است این تحول را مدیریت کند و از تبدیل شدن آن به منبع بیثباتی و جنگ جلوگیری نماید؟. پاسخ به این پرسش نه در دست فناوران، بلکه در دست سیاستمداران و نظریهپردازان است.
ایجاد آژانس بینالمللی هوش مصنوعی مشابه آژانس بینالمللی انرژی اتمی- توسعه معاهدات بینالمللی برای محدودیت سلاحهای خودمختار-ایجاد صندوق جهانی برای کاهش شکاف دیجیتال میتواند تا اندازه ای این فناوری جدید رو کنترل کند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰