تاریخ انتشار : جمعه ۱۶ آبان ۱۴۰۴ - ۰:۲۳
کد خبر : 4370

قباد آرش

پرسه در جغرافیای رنج و مواجهه با شکاف تراژیک در کردستان / قباد آرش

پرسه در جغرافیای رنج و مواجهه با شکاف تراژیک در کردستان / قباد آرش
کردستان، در این استعاره، «چهره‌ی دیگری» است که زخم‌هایش فریاد می‌زند و در بطن این فریاد، درخواستی نهفته است برای «به رسمیت شناخته شدن». نه به عنوان یک مسئله، که به عنوان انسانی هم‌تکیه‌گاه و هم‌سرنوشت.

 

سفر یکروزه پزشکیان به کردستان، بیش از هر چیز، به مثابه یک استعاره است. استعاره‌ای از مواجهه‌ای شنیداری با واقعیتی عینی و دیداری. این «دیدن»، دیدنِ چیست؟ و این «شنیدن»، شنیدنِ چیست؟ جامعه‌ای که با بحران‌های اقتصادی-اجتماعیِ چندوجهی دست به گریبان است، در هستیِ خود، بدنی زخم‌خورده است. این زخم‌ها لزوماً همیشه خونریزی آشکار ندارند. آنها در قالب بیکاری جوانانِ تحصیل‌کرده، در هیبت مهاجرت اجباری از زادبوم، در چهره‌ی اعتیادی که بر نشاط جامعه خط می‌کشد و در سکوت سنگین محرومیت از فرصت‌های برابر، خود را نشان می‌دهند. اینها، دردهایی هستند که به «امر نامرئی» بدل شده‌اند؛ زیرا برای دیده شدن، نیاز به نگاهی دارند که آنها را در آمارهای خشک تقلیل ندهد و معنا را قربانی مقدار و متر و نمودار نکند. سنندج، در این بستر، تنها یک نام روی نقشه نیست؛ بلکه نماد جغرافیای رنج است. رنجی که تنها اقتصادی نیست؛ رنج هویتِ به حاشیه رانده‌شده است. وقتی مردمی، خود را در حاشیه‌ای ابدی می‌بینند، هر بحران اقتصادی، رنگ و بویی هویتی به خود می‌گیرد. فقر، تنها کمبود پول نیست؛ احساس بی‌عدالتی ساختاری است. بیکاری، تنها نبود شغل نیست؛ احساس انحطاط کرامت انسانی است. بنابراین، سفر به این جغرافیا، در عمیق‌ترین لایه خود، مواجهه با این پرسش است: آیا می‌توان این «رنج جمعی» را که در تن هر انسان کوردستانی تنیده شده، «درک» کرد؟ یا رییس جمهور ناگزیر است به نوعی تماشاگر بودن، بدون آنکه بتواند «با دیگری رنج بکشد»؟ فاجعه‌بارترین وجه بحران‌های اجتماعی، زمانی است که از حالت «حاد» خارج شده و به وضعیتی عادی و دائمی بدل می‌شوند. جامعه به زندگی کردن در دل بحران عادت می‌کند. این «عادی‌شدن»، خود نوعی رنج مضاعف است؛ رنج نادیده گرفته شدن. سفر یک مقام، برای لحظه‌ای این وضعیت عادی را می‌شکند و بحران را دوباره «حاد» و قابل رؤیت می‌کند. اما پرسش اینجاست: آیا این آشکاری موقتی، به بازتولید همان نظم پیشین نمی‌انجامد؟ گویی مخاطب برای یک روز هم که شده، فریاد را می‌شنود تا بتواند فردا، با آرامش بیشتری آن را نادیده بگیرد. در این ملاقات، دو زبان رو در رو می‌شوند: زبان رسمی و زبان مردم، که زبانی است آکنده از درد و خاطره‌ی رنج‌های جمعی. آنچه از سوی مردم به عنوان «فریاد» بیان می‌شود، در دستگاه تصمیم گیری اغلب به «موضوعی برای بررسی» یا «مشکلی برای حل» تبدیل می‌شود. در این تبدیل، جوهره‌ی انسانی و هویتی فریاد نادیده گرفته می‌شود. وظیفه‌ی اصلی در این مواجهه، یادآوری این شکاف تراژیک است. سفر پزشکیان به سنندج، اگر فرصتی برای یک «ملاقات اصیل» باشد، باید از حد چند دیدار رسمی و خبری و سیاسی فراتر رود. این سفر باید پاسخی برای این پرسش بنیادین باشد: اخلاق مواجهه با «دیگری»ِ در رنج چیست؟ اخلاق نه در قاعده‌ای کلی، که در «رو در رو شدن» با چهره‌ی دیگری معنا می‌یابد. چهره‌ای که از ما «مسئولیت» می‌طلبد. کردستان، در این استعاره، «چهره‌ی دیگری» است که زخم‌هایش فریاد می‌زند و در بطن این فریاد، درخواستی نهفته است برای «به رسمیت شناخته شدن». نه به عنوان یک مسئله، که به عنوان انسانی هم‌تکیه‌گاه و هم‌سرنوشت. این سفر یکروزه، تنها زمانی می‌تواند معنادار باشد که به نقطه‌ای برای شکستن سکوت و مواجهه با عادی‌سازی رنج بدل شود.

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

اخبار

اقتصاد